أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

589

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

با مرگ عبدالعزيز ، وهابىهاى نجد با فرزندش سعود به عنوان امامِ درعيه و بلاد تابع آنجا بيعت كردند . « 1 » موسم حج سال 1218 فرا رسيد و درگيرى ميان دو گروه به شديدترين وجه در شرق مكه و شمال شرقى آن ادامه داشت . دامنهء درگيرى به جنوب هم كشيده شد ، زيرا عبدالوهاب ابو نقطه هم همراه با اعراب هوادارش از عسير به كمك سعودىها آمده و با سپاه شريف غالب در چندين واقعه درگير شدند . با بازگشت اين سپاه به مكه ، به شمارش درگيرىها و نبردهايى كه ميان دو سپاه روى داده بود پرداختند كه بيش از سى واقعه بود . در برخى از اين وقايع ، سپاه ترك تابع حجاز هم به او كمك كردند . سپاه نجدىها گاه چنان جلو مىآمد كه به عرفات يا وادى فاطمه مىرسيد ، اما دوباره مجبور به عقب نشينى مىشد و باز مىگشت . « 2 » با فرا رسيدن موسم حج سال 1219 شمار حجاجى كه همراه محمل مصرى و شامى آمدند ، بسيار اندك بود . در اين وقت مكه در محاصرهء كامل قبايلى بود كه به حمايت از سعودىها برخاسته بودند . در ميان اين قبايل ، قحطان ، زهران ، غامد ، و بسيارى از قبايل حرب و قريش « 3 » و هُذيل و لحيان و جحادله و بسيارى از اعراب نزديك مكه و ديگران حضور داشتند . با اقدام مهاجمان ، آب مكه قطع شد و هيچ يك از افراد نتوانستند در عرفات وقوف كنند . بعد از تمام شدن حج ، شريف غالب از امير الحاج شامى درخواست كرد تا با سپاهش به او كمك كند ، اما او نپذيرفت . شريف خواست ، دست كم شترانى براى انتقال مواد غذايى از جده به مكه در اختيار او بگذارد كه باز هم نپذيرفت . پيش از آن هم به دربار عثمانى نامه نوشته از او درخواست كمك كرده بود ، اما پاسخى نگرفته بود . اين به رغم آن بود كه دربار عثمانى هم نظر خوشى نسبت به نجدىهاى وهابى نداشت . اين

--> ( 1 ) . عنوان المجد ، ج 1 ، ص 225 . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 3 ) . از دير زمان قريش باديه در حدى نبوده است كه جنگ كند ، مگر آن كه مقصود قريشِ ثقيف باشد . ( عاتق )